تحلیل رفتار متقابل

والد، بالغ، کودک؛ نقشه‌ای برای شناخت خود

کودک درون

وقتی که از کودک درون صحبت می کنیم در مرحله اول همان غریزه ها و نیازهای زیستی و ژنتیکی ماست و در مرحله بعد منظور همان رفتار و افکار و احساساتی که حاصل بازنوازی تجربیات من کودک در دوران کودکی است.

یعنی تجربیات ضبط شده من زمانی که کودک بودم ،حالتی که ممکن است در حال حاضر دوباره در آن ظاهر شوم ، وقتی در حالت کودک هستیم درست مثل کودکی مان عمل می کنیم . کودک لذت بخش ترین حالت روانی می تواند باشد اگر آزاد و رها باشد و می تواند بخش مسئله ساز روان ما باشد، اگر پرخاشگر یا خودخواه یا ترسو باشد. کودک سرشار از آرزو و تمناست خلاق است خودجوش و خودانگیخته است.
کودک به دو شکل ظاهر می شود کودک تطبیق یافته یا کودک طبیعی، کودک تطبیق یافته رفتار خود را تحت تاثیر والدین تغییر می دهد همان طور که والدین انتظار دارند به طیب خاطر یا به اجبار. کودک طبیعی خودجوش و خلاق و آزاد است.
پس بنابراین احساس یک انسان در مقابل یک مشکل بیرونی ممکن  هست بیخیالی یا ترس یا بیش سازگاری باشد و دنبال ناجی گشتن یا خشم باشد، بسته به اینکه در زمان بچگی کدامیک  از این رفتارها  را تجربه کرده باشیم.

والد

وقتی از والد صحبت می کنیم مجموعه ای از رفتار، افکار و احساس که نتیجه بازنوازی دریافت ما از درون اندازی شده والدین یا جانشین روانی هست. بنابراین پیام ها و چگونگی هایی که از والدین شنیدیم در وجه والد درون اندازی و ثبت  می شود.
والد یک سری اطلاعاتی است که وارد فرایند فکری ما می شود و بر تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارد و ما در موقعیت هایی والد می شویم و درست مثل پدر یا مادر خود رفتار می کنیم حتی در لحن کلام و زبان بدن.
پس والد شامل ضبط های است از اعمال و حرکات والدین در سال های اولیه زندگی خود که این ضبط ها شامل پیام ها، رفتارها و حتی احساسات آنها عینا و تصحیح نشده، چون کودک به دلیل وابستگی در موقعیتی نیست که بتواند والدین خود را مورد سوال قرار دهد و آنها را قدرتمند و جادویی می پندارد.در واقع والد همان مفهوم آموخته شده زندگی است . سنتها ، ارزشها در والد قرار دارد.
طرز فکر شما امروز ممکن است آن چیزی نباشد که زمانی والدتان گفته اند  بلکه آن چیزی است که شما برداشت کرده اید. والد شما با والد دیگر فرق دارد و منحصر بفرد است .گفتگوی درونی همان ارتباط والد با کودک درون ماست .
باید توجه داشت که والد گاهی به شکل مستقیم فعال می شود یعنی پاسخ فرد دقیقا مانند والدینش است و گاهی غیر مستقیم فعال می شود یعنی رفتارش طوری است که پدر و مادر از او توقع داشته اند. یعنی در حالت اول خود آنها می شود و در حالت دوم خود را با خواسته آنها تطبیق می دهد.
وقتی می گوییم وجه روانی بالغ منظورما رفتار افکار و احساساتی است که نتیجه پاسخ مستقیم به واقعیت اکنون و اینجاست.

بالغ

کودک از حدودا یک سالگی نیرویی بدست می آورد که بتواند دنیا را کشف کند بلند می شود ، راه میرود ،کلماتی را به زبان می آورد فکر کردن را آغاز می کند و بالغ به دو مفهوم والد و کودک اضافه می شود. او به ساختن ادراکات و دریافت های خود می پردازد و خود را از مادر جدا می سازد.
یاد می گیرد چگونه نه بگوید شروع به پرسیدن می کند .
بالغ  درباره نتایج و پیامدهای کارهایش فکر می کند، تحلیل می کند و چگونگی انجام کارها را کشف می کند.
بالغ ما قرار هست به اتفاقی که در حال رخ دادن هست  پاسخ بدهد و شخصیت سالم شخصیتی هست که هر سه وجه والد بالغ و کودک رو متناسب با موقعیت در درون خودش به عنوان حالت من فعال و کاربردی احساس ، فکر و رفتار میکند.
کودک با ما به دنیا میاید جنبه های زیستی و سائق ها و جنبه‌های مربوط به فیزیولوژی درون کودک ماست و در دوران ۶، ۷ سالگی وجه کودک ما شکل گرفته . کودک  طبیعی بنیادین و ابتدایی هست و با ما به دنیا میاید به همین دلیل به آن روانی باستانی می گویند که بین من و شما و همه آدمهای روی زمین تقریباً یکسان هست که هم جلوه های های درونی یعنی فکر و احساس و هم جلوه های بیرونی یعنی رفتار دارد مثلاً همه ما وقتی که خوابمان می آید تقریباً یک حالت روانی را از طریق کودک طبیعی رفتار می کنیم و چرت می زنیم ولی از انرژی روانی کودک طبیعی ما در طول سالهای کودکی کودک منزوی پرخاشگر و سازگار نشات گرفته می شود و بسته به اینکه چقدر تاکید روی سه تای دیگر شود جا برای کودک طبیعی تنگ تر میشود بنابراین در بعضی حالت های روانی ما طرد کودک طبیعی و داریم مثل افسردگی
والد از زمانی که ما والدین رو می شناسیم و درون اندازه می کنیم در درون ما شکل میگیرد و تا پایان کودکی و اندکی نوجوانی کامل می شود ولی این بالغ  هست که می تواند تا آخر عمر یعنی تا زمانی که مغز ما عملکردش را حفظ میکند ادامه پیدا کند تا بتوانیم با تغییرات به روزی که در خودمان ایجاد می کنیم پاسخ بهتری به محیط بدهیم و افراد در زمان‌های مختلف و موقعیت‌های مختلف ممکن است که متفاوت از این سه وجه هستند  رفتار میکنند .

بالغ ارزیابی مستقل و واقع بینانه ای از وضعیت موجود دارد
و بعد والد چون از بیرون درون اندازی کردیم خیلی متفاوت  هست ،اینکه من در چه خانواده ای چه والدینی چه فرهنگی چه موقعیتی به دنیا آمدم بنابراین والدی را که درون اندازه کرده ام با توجه به محیط متفاوت هست و چون منبعش بیرونی هست اسمش را روانی بیرونی میگذاریم.
پس هر فرد در هر موقعیت زندگانی یک حالت من را ابراز می کند و به تناسب آمادگی شان از حالتی به حالت دیگر تغییر وضعیت می دهد این روند باعث شکل گیری شخصیت می شود.
بنابراین سه ساخت روانی والد بالغ و کودک ، هم می تواند نتیجه رشد مغزی ما باشد و هم برداشت های ما از خودمان ، دیگران و محیط .
و بالغ در اکنون و این جا پاسخ می دهد  و مدام نوبه نو می شود روانی جدید خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *